یزد شهری که هنوز ظرفیتهای گردشگری اش را کامل نشناخته ایم
سفرگو: من بیشتر از سه دهه است که از نزدیک با گردشگری یزد زندگی کرده ام؛ از روزهایی که خیلی از خانه های تاریخی بافت قدیم متروکه، فرسوده و گاه فراموش شده بودند تا امروز که نام یزد در شمار شهرهای مهم میراثی ایران و جهان قرار گرفته است.
در این سال ها، هم فرصتهای کم نظیر این شهر را دیده ام و هم موانعی را که بارها اجازه نداده اند این ظرفیت ها به گونه ای شایسته به سرمایه ای پایدار برای مردم و اقتصاد استان تبدیل شوند.
با این تجربه، معتقدم که یزد هنوز همه ظرفیتهای گردشگری خویش را نشناخته و مهم تر از آن، نتوانسته است از همه ظرفیت هایی که می شناسد، به درستی بهره برداری کند. مساله فقط کمبود تبلیغات، هتل یا پرواز نیست؛ مساله به نوع نگاه ما به میراث فرهنگی، اقتصاد گردشگری، سرمایه گذاری بخش خصوصی، مدیریت شهری، سیاست خارجی و حتی شیوه تصمیم گیری در کشور بازمی گردد.
بافت تاریخی یزد؛ سرمایه ای فراتر از یک میراث فرهنگی
افت تاریخی یزد را نباید فقط مجموعه ای از خانه های قدیمی، کوچه های خشتی، بادگیرها، آب انبارها، ساباط ها و بناهای باارزش دانست. این مجموعه، در صورت مدیریت درست، می تواند یکی از مهم ترین منابع تولید ثروت، اشتغال و رونق اقتصادی در ایران باشد؛ سرمایه ای که برعکس خیلی از منابع طبیعی، با بهره برداری مسئولانه نه تنها از ارزش آن کاسته نمی گردد، بلکه می توان آنرا برای نسل های آینده هم حفظ و تقویت کرد.
وسعت بافت تاریخی یزد، که حدود ۷۴۰ هکتار برآورد می شود، ظرفیتی استثنایی در اختیار این شهر قرار داده است. اگر چنین گستره ای با برنامه ریزی علمی، سرمایه گذاری هدفمند، احیای اصولی بناها و ایجاد فعالیتهای متناسب با هویت تاریخی سامان یابد، می تواند نقشی شبیه یک میدان بزرگ اقتصادی را ایفا کند؛ میدانی که در آن گردشگری، اقامت، صنایع دستی، هنرهای سنتی، خوراک محلی، راهنمایی گردشگران، خدمات فرهنگی و ده ها فعالیت مکمل به هم پیوند می خورند.
من بارها با این پرسش رو به رو شده ام که چرا برای استخراج یک منبع طبیعی، میلیاردها تومان سرمایه گذاری می نماییم، اما برای احیای یک خانه تاریخی که می تواند سال ها اشتغال و درآمد به وجود بیاورد، گاه چنان موانعی به وجود می آوریم که سرمایه گذار از ادامه کار منصرف می شود؟
میراث تاریخی، اگر فقط حفاظت شود اما امکان زندگی و فعالیت اقتصادی متناسب با آن فراهم نشود، در معرض فرسودگی و متروک شدن قرار می گیرد. حفاظت حقیقی از میراث، به مفهوم حفظ اصالت بنا در کنار فراهم کردن امکان استفاده مسئولانه از آنست. خانه تاریخی باید بتواند در چهارچوب ضوابط میراث فرهنگی، به محل اقامت، فعالیت فرهنگی، کارگاه صنایع دستی، موزه زنده یا فضای پذیرایی متناسب با هویت خود تبدیل شود؛ منوط به آنکه این بهره برداری به اصالت و ارزش تاریخی آن لطمه نزند.
از خانه های متروکه تا مقصد گردشگری
ر سال هایی که فعالیت گردشگری را در یزد شروع کردیم، قسمتهایی از بافت تاریخی شرایط امروز را نداشتند. خیلی از خانه ها از زندگی روزمره شهر فاصله گرفته بودند و در تعدادی محدوده ها، نه تنها گردشگر، بلکه سرمایه گذار و حتی ساکنان شهر هم با تردید و نگرانی رفت وآمد می کردند.
تجربه احیا و بهره برداری از خانه های تاریخی به من آموخت که گردشگری فقط با ساخت هتل های جدید شکل نمی گیرد. گاهی یک خانه قدیمی که سال ها بسته و متروک مانده است، اگر به درستی مرمت و به فعالیتی متناسب با هویت خود تبدیل گردد، می تواند به نقطه ای برای جذب گردشگر، ایجاد اشتغال و برگشت زندگی به یک محله تبدیل گردد.
این تجربه البته ساده و کم هزینه نیست. مرمت بنای تاریخی با ساخت وساز معمولی متفاوت است. شناخت معماری، انتخاب استادکاران ماهر، استفاده از مصالح و روشهای سازگار، رعایت ضوابط میراث فرهنگی و تأمین منابع مالی پایدار، همگی ضروری اند. در کنار آن، بهره برداری اقتصادی باید به اندازه ای ممکن باشد که سرمایه گذار بتواند هزینه های نگهداری و مرمت را تأمین کند و انگیزه ای برای ادامه مسیر داشته باشد.
در این میان، نقش بخش خصوصی را نمی توان نادیده گرفت. دولت به تنهایی نه توان مالی احیای تمام بناهای تاریخی را دارد و نه می تواند تمام فعالیتهای اقتصادی و خدماتی مورد نیاز گردشگری را اداره کند. وظیفه اصلی دولت، سیاستگذاری درست، ایجاد ثبات، محافظت از منافع عمومی، تسهیل سرمایه گذاری و نظارت مؤثر است. بخش خصوصی هم باید در چهارچوب همین ضوابط، سرمایه، تجربه، خلاقیت و توان اجرائی خویش را به میدان بیاورد.
هرگاه این دو نقش بجای رقابت یا بی اعتمادی، مکمل یکدیگر شوند، نتیجه می تواند به سود میراث فرهنگی، گردشگران، صاحبان کسب وکار و مردم محلی باشد.
یزد به برند جهانی هتل های تاریخی نیاز دارد
یزد در کنار معماری خشتی و میراث ثبت شده جهانی، ظرفیت آنرا دارد که به یکی از شناخته شده ترین مقاصد اقامت در بناهای تاریخی تبدیل گردد. خیلی از توریستهای خارجی فقط برای دیدن یک بنای تاریخی سفر نمی کنند؛ آنها می خواهند در فضای تاریخی زندگی کنند، با فرهنگ محلی ارتباط بگیرند، غذاهای بومی را بشناسند و تجربه ای متفاوت از اقامت در هتل های متعارف داشته باشند.
این همان مزیتی است که یزد می تواند بر آن تکیه کند. خانه های تاریخی احیاشده، اگر با استانداردهای مناسب خدمات، آموزش کارکنان، روایت درست تاریخ بنا و حفظ هویت معماری اداره شوند، قادرند بخشی از تجربه مقصد باشند، نه فقط محلی برای خوابیدن.
اما ایجاد چنین برندی به چند هتل محدود وابسته نیست. توریست باید بتواند در سراسر مقصد، از لحظه ورود تا زمان خروج، تجربه ای هماهنگ و با کیفیت داشته باشد. نظافت شهر، دسترسی به بناها، راهنمایان حرفه ای، حمل و نقل مناسب، خدمات شبانه، اطلاع رسانی چندزبانه، امنیت، کیفیت غذا و رفتار حرفه ای با گردشگر، همگی بر اعتبار مقصد اثر می گذارند.
اگر یزد می خواهد در بازار جهانی گردشگری جایگاهی پایدار داشته باشد، باید از معرفی پراکنده جاذبه ها عبور کند و یک هویت روشن و قابل اعتماد برای خود بسازد؛ هویتی که در آن میراث جهانی، اقامت تاریخی، فرهنگ زنده، صنایع دستی و تجربه زندگی در کویر به یکدیگر پیوند خورده باشند.
گردشگری ایران و فراز و فرود دولت ها
ردشگری صنعتی جدا از فضای سیاسی و اقتصادی کشور نیست. تجربه ایران در چند دهه گذشته نشان داده است که روابط خارجی، تصویر بین المللی کشور، تحریمها، ثبات اقتصادی، امکان نقل وانتقال پول، ارتباطات هوایی و احساس امنیت گردشگر، همگی بر تصمیم او برای سفر اثر می گذارند.
در دوره ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی، بخصوص با طرح ابتکار گفت و گوی تمدن ها، فضای تازه ای برای معرفی ایران و تقویت ارتباطات فرهنگی با جهان شکل گرفت. این رویکرد، در کنار سایر عوامل، به بهبود تصویر ایران در بخشی از افکار عمومی جهان و تقویت زمینه های ارتباط گردشگری کمک کرد. از نگاه من، آن دوره نشان داد که میراث فرهنگی و گردشگری می توانند به ابزارهایی مؤثر برای گفت و گو، اعتمادسازی و معرفی چهره حقیقی ایران تبدیل شوند.
با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد، تنش های فزاینده در روابط خارجی و تشدید نگرانی های بین المللی، کم کم فضای فعالیت اقتصادی و گردشگری را دشوارتر کرد. البته نمی توان همه تحولات این صنعت را به یک دولت یا یک عامل محدود کرد؛ گردشگری ایران در آن سال ها فراز و فرودهایی داشت. با این وجود، از منظر کنشگران این حوزه، افزایش تنش های سیاسی و ایجاد تصویری نامطمئن از آینده روابط ایران با جهان، هزینه و ریسک فعالیت را بالا برد و به بازارسازی بین المللی خسارت زد.
در دوره نخست ریاست جمهوری حسن روحانی و همزمان با مذاکرات هسته ای و رسیدن به برجام، امید تازه ای در فضای اقتصادی و گردشگری پدید آمد. علاقه به سفر به ایران افزایش پیدا کرد، برخی شرکتها و کنشگران بین المللی جهت بررسی فرصتهای همکاری وارد میدان شدند و امکان توسعه ارتباطات گردشگری بیشتر از گذشته مورد توجه قرار گرفت. رشد ورود توریستهای خارجی در آن مقطع، هرچند تحت تاثیر عوامل مختلف بود، نشان داد که کاهش تنش ها و ایجاد چشم انداز روشن تر در روابط خارجی تا چه اندازه می تواند بر جذابیت ایران به عنوان مقصد سفر اثر بگذارد.
اما خروج ایالات متحده آمریکا از برجام در سال ۱۳۹۷ و برگشت فشارهای تحریمی، بار دیگر شرایط را دشوار کرد. آثار این تحول تنها به محدودیت های اقتصادی مستقیم ختم نشد؛ نااطمینانی در رابطه با پرداخت ها، همکاریهای تجاری، پروازها، بیمه، سرمایه گذاری و آینده روابط بین المللی هم بر تصمیم کنشگران صنعت اثر گذاشت.
پس از آن، همه گیری کرونا ضربه ای سنگین به گردشگری جهان و ایران وارد کرد. در سالیان بعد هم مجموعه ای از عوامل، همچون تنش های منطقه ای، حوادث امنیتی، دشواری های اقتصادی، کاهش قدرت خرید، محدودیت های ارتباطی و نااطمینانی های سیاسی، روند برگشت پایدار گردشگری را با مانع رو به رو کرد. در دوره دولت های بعدی، همچون دولت مسعود پزشکیان، این مشکلات ساختاری همچنان پابرجا بوده و حل آنها به تصمیم هایی فراتر از اقدامات محدود و کوتاه مدت در بخش توریسم نیاز داشته است.
این مرور تاریخی برای داوری ساده در رابطه با دولت ها نیست؛ هدف، یادآوری یک حقیقت مهم است: گردشگری بیشتر از خیلی از فعالیتهای اقتصادی به اعتماد، ثبات و ارتباط با جهان وابسته است. هر دولتی که می خواهد از ظرفیت این صنعت بهره ببرد، باید بداند که آثار تصمیم های سیاسی و اقتصادی آن، گاه سال ها در رفتار گردشگران و سرمایه گذاران باقی می ماند.
گردشگری؛ قربانی نااطمینانی و بی ثباتی
ر گردشگری، اعتماد به سادگی ساخته نمی شود و به سرعت لطمه می بیند.
مسافری که مقرر است از هزاران کیلومتر دورتر به ایران سفر کند، قبل از خرید بلیت به مجموعه ای از پرسش ها پاسخ می دهد: آیا سفر امن است؟ آیا پرواز برقرار خواهد بود؟ آیا امکان پرداخت هزینه ها وجود دارد؟ آیا برنامه سفر با محدودیت های پیشبینی نشده رو به رو نمی شود؟ آیا در صورت بروز مشکل، پشتیبانی و خدمات لازم در دسترس است؟
این پرسش ها فقط برای توریستهای خارجی مطرح نیست. توریست داخلی هم در شرایط تورم، کاهش قدرت خرید، رشد هزینه حمل و نقل و اقامت و نااطمینانی اقتصادی، ناچار است هزینه های سفر را با دقت بیشتری مدیریت کند. نتیجه آنست که حتی مقصدی با ظرفیتهای کم نظیر ممکنست با کاهش تقاضا، افت درآمد و دشواری در حفظ نیروی انسانی رو به رو شود.
در چنین شرایطی، نمی توان از کنشگران گردشگری انتظار داشت که به تنهایی هزینه تمام بحران ها را تحمل کنند. کسب وکارهای این حوزه با هزینه های ثابت، نگهداری بناها، حقوق کارکنان، مالیات، بیمه، انرژی و تعهدات مالی رو به رو هستند؛ هزینه هایی که حتی در زمان کاهش شدید مسافر هم متوقف نمی شوند.
سیاست گذاری مؤثر باید میان بنگاه هایی که به سبب ضعف مدیریت از بازار عقب مانده اند و کسب وکارهایی که در اثر بحران های فراگیر و خارج از کنترل خود لطمه دیده اند، تفاوت قائل شود. حمایت هوشمندانه از کسب وکارهای توانمند، به مفهوم نادیده گرفتن مشکلات نیست؛ بلکه تلاشی برای پیشگیری از نابودی سرمایه، مهارت، اشتغال و زیرساخت هایی است که بازسازی آنها در آینده هزینه خیلی بیشتری خواهد داشت.
نگاهی به تجربه ترکیه؛ رقابت فقط بر سر جاذبه ها نیست
قایسه ایران و ترکیه در عرصه گردشگری، مقایسه ای ساده و یک بعدی نیست. این دو کشور از نظر ساختار اقتصادی، موقعیت بین المللی، زیرساخت ها و شرایط سرمایه گذاری تفاوت هایی دارند. با این وجود، تجربه ترکیه نکته ای مهم برای ما دارد: موفقیت در گردشگری تنها به داشتن جاذبه های طبیعی و تاریخی وابسته نیست؛ مدیریت مقصد، دسترسی هوایی، تبلیغات مستمر، ارتباط با بازارهای جهانی، تنوع خدمات، آموزش نیروی انسانی و ایجاد اطمینان برای توریست هم تعیین کننده اند.
ایران از نظر میراث تاریخی، تنوع فرهنگی، طبیعت، اقلیم و ظرفیتهای گردشگری سلامت، فرهنگی و طبیعی، مزیت های فراوانی دارد. با این همه، داشتن مزیت به خودی خود به مفهوم موفقیت اقتصادی نیست. مزیت زمانی به درآمد و اشتغال تبدیل می شود که برای آن برنامه وجود داشته باشد، بازار هدف شناخته شود، مسیر دسترسی روشن باشد، خدمات کیفیت لازم را داشته باشند و توریست بتواند با اطمینان برای سفر خود تصمیم بگیرد.
یزد هم باید از همین زاویه به رقابت منطقه ای نگاه کند. این شهر نباید فقط منتظر بماند تا گردشگران بطور اتفاقی آنرا کشف کنند. باید بازارهای هدف را بشناسد، ارتباط با تورگردانان و شرکت های گردشگری را توسعه دهد، محصولات مشخص و قابل عرضه طراحی کند و از تمام مهم تر، تجربه ای فراهم آورد که توریست بعد از برگشت، آنرا به دیگران سفارش کند.
چرا یزد هنوز از ظرفیتهای خود بطور کامل استفاده نمی کند؟
یکی از مشکلات، پراکندگی تصمیم گیری و نبود هماهنگی پایدار میان دستگاههای مسئول است. گردشگری به حوزه ای محدود نمی شود که فقط یک اداره یا سازمان بتواند آنرا اداره کند. شهرداری، میراث فرهنگی، حمل و نقل، فرودگاه، دستگاههای خدمات رسان، نهادهای امنیتی، بخش خصوصی و تشکل های حرفه ای، هرکدام در کیفیت تجربه توریست نقش دارند.
وقتی تصمیم های این مجموعه ها هماهنگ نباشد، سرمایه گذار با مسیرهای پیچیده و گاه متناقض رو به رو می شود، کسب وکارها نمی توانند برای آینده برنامه ریزی کنند و طرح های گردشگری در بین مکاتبات و مجوزها متوقف می مانند.
مشکل دیگر، نگاه کوتاه مدت به گردشگریست. گاه موفقیت یک شهر با تعداد محدودی جشنواره، تبلیغات مقطعی یا آمار ورود مسافر در یک بازه کوتاه سنجیده می شود؛ درحالی که مقصد گردشگری به برنامه ای چندساله نیاز دارد. باید روشن باشد که چه تعداد گردشگر، از کدام بازارها، در چه فصل هایی، با چه سطح هزینه ای و برای چه نوع تجربه ای جذب خواهند شد و سهم مردم محلی از این فعالیت اقتصادی چطور بیشتر می شود.
از سوی دیگر، نباید تصور کرد که افزایش تعداد هتل ها به تنهایی مشکل را حل می کند. اگر تقاضای پایدار، مسیرهای دسترسی مناسب، بازاریابی مؤثر و خدمات مکمل وجود نداشته باشد، افزایش ظرفیت اقامت می تواند به رقابت فرسایشی، کاهش نرخها و تضعیف کیفیت خدمات منجر شود.
آنچه یزد به آن نیاز دارد، توسعه متوازن زنجیره گردشگری است؛ زنجیره ای که از معرفی مقصد و امکان سفر شروع می شود، با حمل و نقل و اقامت ادامه خواهد یافت و به تجربه فرهنگی، خرید صنایع دستی، بازدید از جاذبه ها، غذا، سرگرمی و رضایت توریست ختم می شود.
چه باید کرد؟ از شعار تا برنامه اجرایی
به باور من، جهت استفاده مؤثر از ظرفیت گردشگری یزد، چند اقدام باید در اولویت قرار گیرد:
نخست، تشکیل یک ستاد دائمی توسعه گردشگری استان با حضور حقیقی و مؤثر بخش خصوصی و تشکل های حرفه ای؛ ستادی که فقط محل برگزاری جلسات نباشد، بلکه اختیار هماهنگی، تعیین اولویت، پیگیری مصوبات و ارزیابی نتایج را داشته باشد.
دوم، تدوین برنامه ای مشخص برای احیای بافت تاریخی با تفکیک پهنه های مسکونی، گردشگری، تجاری و فرهنگی. هدف باید همزمان حفظ اصالت تاریخی، تأمین کیفیت زندگی ساکنان و ایجاد فرصت اقتصادی برای مرمت و نگهداری بناها باشد.
سوم، تسهیل سرمایه گذاری از راه پنجره واحد واقعی؛ به شکلی که سرمایه گذار برای دریافت مجوزهای در رابطه با یک طرح، ناچار به رفت وآمد طولانی و پیگیری های موازی میان دستگاههای مختلف نباشد. زمان پاسخ گویی، مسئولیت هر دستگاه و مسیر حل اختلاف هم باید روشن باشد.
چهارم، تقویت دسترسی به یزد. برنامه ریزی برای پروازهای مناسب، اتصال بهتر به شبکه حمل و نقل کشور، هماهنگی زمان بندی سفرها و تسهیل جابه جایی گردشگران، بخشی از زیرساخت اصلی مقصد است. تبلیغات زمانی اثرگذار خواهد بود که سفر به مقصد هم آسان و قابل پیشبینی باشد.
پنجم، طراحی برنامه بازاریابی بین المللی مستمر بجای تبلیغات پراکنده. یزد باید برای بازارهای هدف خود محصولات متناسب تعریف کند؛ از گردشگری فرهنگی و معماری گرفته تا سفرهای تخصصی، صنایع دستی، تجربه های کویری و گردشگری سلامت. حضور در بازارهای خارجی باید با همکاری کنشگران حرفه ای، تولید محتوای چندزبانه و ایجاد ارتباط پایدار با شرکت های گردشگری همراه باشد.
ششم، توجه جدی به آموزش نیروی انسانی. راهنمای گردشگری، کارکنان اقامت گاه ها، رانندگان، کنشگران صنایع دستی و کارکنان خدمات شهری، همگی بخشی از تصویر یزد در ذهن توریست هستند. آموزش زبان، شناخت میراث فرهنگی، اصول میزبانی و مدیریت تجربه توریست باید به برنامه ای مستمر تبدیل گردد.
هفتم، توسعه گردشگری شبانه و فعالیتهای فرهنگی متناسب با هویت یزد. بافت تاریخی بعد از غروب نباید به فضایی خاموش و کم تحرک تبدیل گردد. با رعایت حقوق ساکنان و ضوابط حفاظت، می توان از ظرفیت نورپردازی اصولی، روایتگری تاریخی، برنامه های فرهنگی، موسیقی مجاز، خوراک محلی و بازار صنایع دستی برای افزایش مدت اقامت و توزیع بهتر درآمد بهره برد.
هشتم، بهره برداری از ظرفیت گردشگری سلامت، سفرهای تخصصی و رویدادهای علمی و فرهنگی. این بازارها می توانند به کاهش وابستگی مقصد به فصل های خاص کمک کنند؛ البته توسعه آنها مستلزم برنامه ریزی حرفه ای، استانداردهای روشن و هماهنگی میان دستگاههای مرتبط می باشد.
نهم، پیوند دادن گردشگری با اقتصاد محلی. سهم مردم یزد از درآمد گردشگری باید ملموس باشد. صنایع دستی، کسب وکارهای کوچک، خوراک بومی، محصولات محلی و خدمات فرهنگی باید در زنجیره عرضه گردشگری جایگاه حقیقی داشته باشند. مقصدی که مردمش از رونق آن بهره مند شوند، از حمایت اجتماعی پایدارتری برخوردار خواهد بود.
دهم، طراحی سازوکارهای حمایتی برای دوره های بحران. گردشگری صنعتی لطمه پذیر است و باید برای شرایط اضطراری برنامه داشته باشد؛ از تسهیلات متناسب و مهلت های منطقی پرداخت تعهدات گرفته تا پشتیبانی از نیروی انسانی، حفظ بناهای تاریخی و کمک به برگشت سریع کسب وکارها به چرخه فعالیت.
این پیشنهادها زمانی نتیجه خواهند داد که برای هرکدام مسئول مشخص، زمان بندی، منابع مالی و شاخص سنجش تعیین شود. اعلام برنامه بدون ارزیابی عملکرد، نمی تواند جایگزین مدیریت مؤثر شود.
مسئولیت دولت، مسئولیت بخش خصوصی
در این میان، لازم است از یک دوگانه نادرست فاصله بگیریم: این که یا همه مشکلات را بر گردن دولت بیندازیم یا انتظار داشته باشیم بخش خصوصی بدون حمایت و در هر شرایطی به فعالیت ادامه دهد.
دولت مسئول ایجاد ثبات، تدوین مقررات قابل پیشبینی، محافظت از میراث عمومی، تسهیل سرمایه گذاری و فراهم کردن زیرساخت های اصلی است. بخش خصوصی هم مسئول مدیریت حرفه ای، حفظ کیفیت خدمات، رعایت حقوق کارکنان، شفافیت مالی و استفاده درست از سرمایه و فرصت هایی است که در اختیار دارد.
هیچ کدام از این دو، به تنهایی نمی توانند گردشگری را به صنعتی پایدار تبدیل کنند. رابطه مؤثر میان آنها باید بر اعتماد متقابل، پاسخ گویی، قواعد روشن و ارزیابی نتایج استوار باشد.
همچنین، توسعه گردشگری نباید فقط با معیار درآمد بنگاه ها سنجیده شود. محافظت از هویت شهر، کیفیت زندگی ساکنان، رعایت ظرفیت تحمل بافت تاریخی، مصرف مسئولانه منابع آب و انرژی و پیشگیری از تبدیل محله های زنده به فضاهایی فقط تجاری، باید در مرکز تصمیم گیری قرار گیرد. گردشگری موفق آنست که هم برای اقتصاد سودآور باشد و هم به حفظ ارزش هایی کمک نماید که اساس جذابیت مقصد را می سازند.
سخن پایانی؛ یزد به تصمیم های بزرگ و اجرای دقیق نیاز دارد
یزد از آن شهرهایی است که برای معرفی خود به جهان، احتیاجی به ساختن هویتی تازه ندارد. تاریخ، معماری، فرهنگ، شیوه زندگی، هنرهای سنتی و تجربه زیستن در اقلیم کویری، هویت این شهر را شکل داده اند. وظیفه ما اینست که این سرمایه را بشناسیم، از آن حفاظت نماییم و با مدیریتی آینده نگر، امکان بهره برداری مسئولانه از آنرا فراهم آوریم.
اما این مسیر با افتخار به گذشته یا تکرار عنوان «میراث جهانی» به عاقبت نمی رسد. ثبت جهانی یک فرصت و مسئولیت است، نه پایان راه. اگر این عنوان به بهبود زندگی مردم، احیای بناها، افزایش اشتغال پایدار، پیشرفت کیفیت خدمات و تقویت جایگاه بین المللی یزد منجر نشود، بخشی از ظرفیت آن همچنان بلااستفاده خواهد ماند.
تجربه چند دهه فعالیت در گردشگری به من آموخته است که سرمایه گذاری بدون ثبات، برنامه ریزی بدون اجرا و تبلیغات بدون زیرساخت، نتیجه ای پایدار بهمراه نخواهد داشت. گردشگری به اعتماد نیاز دارد؛ اعتماد میان دولت و بخش خصوصی، میان مدیران و مردم، و میان مقصد و گردشگری که می خواهد برای اولین یا چندمین بار آنرا انتخاب نماید.
برای من، بافت تاریخی یزد فقط یادگار گذشته نیست؛ سرمایه ای برای آینده است. آینده ای که می تواند با اشتغال، رونق اقتصادی، حفظ هویت فرهنگی و ارتباط سازنده با جهان همراه باشد؛ منوط به آنکه از نگاه کردن به این شهر به عنوان مجموعه ای از بناهای قدیمی فراتر برویم و آنرا یک نظام زنده اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بدانیم.
یزد هنوز فرصتهای بزرگی پیش رو دارد. پرسش اصلی این نیست که آیا ظرفیت گردشگری دارد؛ پرسش اینست که آیا اراده، برنامه و توان مدیریتی لازم را جهت استفاده از این ظرفیت ها فراهم خواهیم کرد؟
خلاصه اینکه گردشگری به حوزه ای محدود نمی شود که فقط یک اداره یا سازمان بتواند آن را اداره کند. باید روشن باشد که چه تعداد گردشگر، از کدام بازارها، در چه فصل هایی، با چه سطح هزینه ای و برای چه نوع تجربه ای جذب خواهند شد و سهم مردم محلی از این فعالیت اقتصادی چگونه بیشتر می شود. مقصدی که مردمش از رونق آن بهره مند شوند، از حمایت اجتماعی پایدارتری برخوردار خواهد بود.
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب