پرونده فرصتهای گردشگری برای چالشهای اقتصادی -۱۲

میان رشته ای، بعد نادیده گردشگری در ایران

میان رشته ای، بعد نادیده گردشگری در ایران

سفرگو: گردشگری دانشی میان رشته ای است كه از زوایای گوناگون به وسیله شاخه های علمی دیگر بررسی می گردد. به این معنا، گردشگری خودش دانش و علم نیست، بلكه در تركیب با دانش های دیگر است كه ایجاد می شود.



خبرگزاری مهر- گروه فرهنگ امیر هاشمی مقدم* (moghaddames@gmail.com)
با آنكه خیلی از دانشگاه های ایران مدعی آموزش و تربیت دانشجویان بعنوان شاغلان آینده حوزه گردشگری كشورند، به نظر می رسد بازده و نتیجه به دست آمده، متناسب با حجم این شمار بالا از دانشگاه ها و دانشجویان گردشگری نباشد. چون كه آموزش در این رشته ها با صدمه های زیادی روبرو شده كه در اینجا تنها به یكی از این صدمه ها، یعنی فهم ناقص از ماهیت میان رشته ای گردشگری می پردازیم.
گردشگری را دانشی میان رشته ای می دانند كه از زوایای گوناگون به وسیله شاخه های علمی دیگر بررسی می گردد. به این معنا، گردشگری خودش دانش و علم نیست، بلكه در تركیب با دانش های دیگر است كه مثلا شاخه های میان رشته ای همچون اقتصاد گردشگری، جغرافیای گردشگری، جامعه شناسی گردشگری، انسان شناسی گردشگری و... ایجاد می شود. از همین روست كه برخی انتقاد دارند گردشگری به علت همین شاخه شاخه شدن و نداشتن یك مبحث واحد، نتوانسته به بلوغ برسد و به دنبال دلایل این ناكامی می گردند. اما آنگونه كه كنستانژه (2018) نشان می دهد، این مسئله نه ایراد است و نه ویژه گردشگری. بلكه موضوعاتی كه در دوره رشد و اوج دیدگاه های پسامدرن، تكثرگرایی و نسبیت گرایی مورد توجه علم واقع شده اند، خصوصیت شان این است كه شاخه شاخه و چندپارچه باشند. گردشگری هم در این میان، با عنایت به اینكه از دهه 1970 میلادی به صورت جدی مورد توجه دانشگاهیان قرار گرفت و همزمان در این دوره، بحثهای جدی پسامردن در بین اندیشمندان آغاز شد، ناچار همخوان با خوانش های چندپارچه گرای رایج شده و به یك شناخت شناسی روشن دست نیافته است. ضمن اینكه توجه به ابعاد گوناگون این پدیده، بیشتر از آنكه تهدیدی برای آن باشد، فرصتی برای شناخت بهتر و فراگیر آن است.
مطالعات دانشگاهی گردشگری، با دیركردی سه دهه ای در ایران مورد توجه قرار گرفت و باز هم چند سال طول كشید تا همه گیر شود. اما این همه گیری، بسیار گسترده تر از ظرفیت ها بود و حنی در واحدهای دانشگاهی ای كه هیچ استاد و دانش آموخته آشنا به گردشگری ای حضور نداشت نیز، فعال شد. توجیه این بود كه گردشگری، دانشی میان رشته ایست و ازاین رو می توان از استادان و كارشناسان علوم اجتماعی، اقتصادی، جغرافیایی و... برای آموزش آن بهره جست. صدمه های این توجیه نادرست در چند سال گذشته، خویش را به شیوه های گوناگون نشان داده كه اتفاقا مهمترین آن، ناتوانی در نشان دادن این خصوصیت مهم میان رشته ای بودن گردشگری است؛ چه در كلاس های درسی، چه در طرح های پژوهشی و چه در كتاب ها و مقالاتی كه به گونه ای انبوه تولید می گردد. در كشوری كه تالیفات و انتشارات حوزه گردشگری اش گرفتار انبوه زدگی شده باشد، نمی توان انتظار داشت از صدمه های گردشگری انبوه به دور مانده و گردشگری پایدار در آن توسعه یابد.
الگوی یكسانی كه نگارنده در چندین سال حضورش در فضای دانشگاهی و همینطور خواندن كتاب های انتشار یافته به فارسی در حوزه های میان رشته ای گردشگری دیده، توصیف جداگانه یك رشته علمی (مثلا جامعه شناسی) و سپس توصیف جداگانه پدیده گردشگری است؛ بی آنكه پیوندهای این دو با یكدیگر نشان داده شود. نمونه های خیلی از كتاب های اصطلاحا میان رشته ای را با چنین خصوصیت ای می توان یافت. دست كم در حوزه علوم اجتماعی كه نگارنده آشنایی دارد، این الگوی تكرارشونده چیره است. خیلی از این كتاب ها دارای سه بخش عمده هستند: بخش مثلا جامعه شناسی، بخش گردشگری، و بخش جامعه شناسی گردشگری. در حالیكه بخش های اول و دوم بسیار مفصل و گاهی حتی بیش از اندازه نیاز توضیح داده شده، اما نویسنده از عهده مهمترین بخش كه همان بخش سوم باشد، به خوبی بر نیامده و حتی گاهی یكبار هم به این تركیب اشاره نكرده و تنها به بیان مسائل بی ربط بسنده كرده است. در چندین یادداشت گوناگون و هم در مقدمه كتاب «انسان شناسی گردشگری» به صدمه شناسی كتاب های علوم اجتماعی پرداخته و نشان داده ام كه نویسندگان چنین كتابها و مقالاتی یا تنها با حوزه علوم اجتماعی آشنایی داشته و چیزی از گردشگری نمی دانند، یا حتی در همان حوزه علوم اجتماعی هم كمترین سررشته ای نداشته و تنها برای پر كردن خلأ كتابهای درسی-دانشگاهی و فروش بالا، در حوزه های گوناگون همچون علوم اجتماعی و گردشگری ورود كرده اند.
با این همه، بی شك گستردگی این آسیب، تنها به حوزه میان رشته ای علوم اجتماعی و گردشگری محدود نیست (هرچند شاید برخی حوزه ها صدمه كمتری در این زمینه دیده باشند). برای نمونه، اخیرا كتابی در زمینه دیپلماسی گردشگری خواندم كه كمتر از دویست صفحه دارد. از این حجم، 120 صفحه نخست، تنها به معرفی دیپلماسی و تاریخچه مفصل اما غیرضروری آن پرداخته و 10 صفحه به معرفی پدیده گردشگری. مابقی صفحات كتاب كه خواننده انتظار دارد به ارتباط دیپلماسی و گردشگری برسد، بیشتر به تكرار همان بحث های پیشین و دوباره نویسی گونه های دیپلماسی یا حتی بحث های بی ربط اما مبسوطی همچون ملی گرایی، مدرنیته و پسامدرنیته، جهانی شدن و... می پردازد كه اگر خواننده به این بحثها آشنا باشد، در می یابد كه نویسندگان خودشان هم آشنایی كافی با این مفاهیم سیاسی و اجتماعی نداشته و صرفا با كپی كاری های طولانی از كتاب ها یا حتی ویكی پدیا!، در كوشش برای پر حجم كردن كتاب بر آمده اند. بی آنكه حتی یكبار به تعریف دیپلماسی گردشگری بپردازند یا شاخص ها و روش های سنجش آن را نشان دهند.

در این میان نمی توان از گناه دو بخش دیگر در كشور غافل شد: نخست، ناشرانی كه برای در دست گرفتن بازار پرفروش و پر سود كتابهای درسی-دانشگاهی حوزه گردشگری، هر كتاب از هر نویسنده ای را كه بتوان نامی متناسب با یكی از درس های رشته های گردشگری بر آن نهاد، منتشر نموده و برای كاهش هزینه های انتشار، از داور و كارشناس صلاحیت دار جهت بررسی محتوای كتاب چشم می پوشند. بخصوص با رقابتی كه میان بعضی از ناشران فعال حوزه گردشگری پیش آمده، این صدمه دارد رنگ جدی تری به خود می گیرد.
دوم، نهادها و انجمن های علمی فعال در حوزه گردشگری هستند كه چشم شان را بر این كارهای غیرعلمی كه ماهیت حوزه گردشگری در ایران را زیر سوال می برد، بسته اند. به نظر می رسد بعضی از چهره های شناخته شده در نهادها و انجمن های علمی گردشگری، خود دستی بر این آتش دارند و ازاین رو دلیل سكوت شان تا حدودی قابل فهم است. از جانب دیگر، نوعی جمود و یخ زدگی در فضای علمی گردشگری ایران دیده می گردد. هیچ تشكل منسجمی كه فعالیت های گردشگری در ایران (از سیاستگذاری های دولتی در زمینه گردشگری گرفته تا آمار و داده های مربوط به گردشگری، وضعیت دانشگاه ها و نهادهایی كه به تربیت فعالان و دانشجویان گردشگری می پردازند، كیفیت و كمیت كتاب و مقالات منتشرشده در زمینه گردشگری و...) را زیر نظر نداشته و بررسی و ارزیابی نمی نماید. دست كم در حوزه علوم اجتماعی كه نگارنده با آن بیشتر آشناست، نهادها و استادان از جانب دیگر بام افتاده اند و خیلی از استادان و فعالان این رشته ها به صورت جدی به نقد یكدیگر پرداخته و فعالیت های علوم اجتماعی در ایران را پیگیری می كنند. رقابت های درون رشته ای علوم اجتماعی در ایران، با همه صدمه هایی كه به بدنه این حوزه وارد كرده، دست كم سبب احتیاط استادان در زمینه نگارش كتاب و محتویات آن دارد تا از زیر تیغ رقبا كمتر زخمی شود.
اكنون اگر به اولین جمله این یادداشت باز گردیم، مشخص می گردد كه فهم ناقص و نادرست از میان رشته ای بودن گردشگری و سكوت دیگران در مقابل آن، چه آسیبی می تواند به دانشجویان گردشگری بعنوان فعالان آینده این حوزه وارد كند. خیلی از دانشجویان گردشگری بعد از گذراندن دروس تخصصی، حدودا با كلیات رشته ها یا تخصص هایی همچون جامعه شناسی، انسان شناسی، روان شناسی، برنامه ریزی و سیاستگذاری، رفتار سازمانی و... آشنا می شوند؛ اما مشكل اینجاست كه نمی دانند آنچه آموخته اند را كجا و چگونه در گردشگری به كار بگیرند. به سخن بهتر، نه كتاب های فراوانی كه در این زمینه نوشته شده به انها این ارتباط را نشان داده است و نه استادان شان چنین توانایی ای داشته اند. همین است كه در انتها دوره چهارساله، بیشتر دانشجویان رشته های در رابطه با گردشگری ایده روشنی از اینكه در آینده می خواهند در كدام زمینه تخصصی كار و فعالیت كنند، ندارند و تنها در این حد كه برای ارشد، گرایش بازاریابی بهتر است یا برنامه ریزی، جستجو می كنند. در حالیكه مثلا در رشته های علوم اجتماعی، دانشجویان سال چهارم عموما دست كم به این فهم كه به كدام گرایش و زیرشاخه [های] تخصصی بیشتر علاقمند هستند، رسیده اند.
آنگونه كه نشان دادیم، یكی از (و نه همه) دلایل این فهم نادرست از میان رشته ای بودن گردشگری، ابزاری شدن دانش –و نه خودِ پدیده- گردشگری برای سودجویی اقتصادی می باشد. اینگونه بازاری نگریسنن به وضعیت آموزش و نشر در حوزه گردشگری اگر ادامه یابد، دیر یا زود دودش قبل از همه به چشم فعالان همین حوزه (از ناشران و نویسندگان گرفته تا استادان و انجمن های علمی) می رود. شاید گردشگری همچنان بیشتر نیاز به برگردان كتاب های خوب به فارسی داشته باشد تا چسباندن وصله های ناجور به یكدیگر به نام تالیف و نگارش میان رشته ای؛ هرچند بی دقتی در این زمینه هم می تواند پیامدهایی صدمه زا داشته باشد.
*(moghaddames@gmail.com) پرونده «فرصتهای گردشگری برای چالشهای اقتصادی»- ۱: گردشگری در مقابل تحریم/ سازمان میراث فرهنگی، حیاط خلوت رئیس جمهور پرونده «فرصتهای گردشگری برای چالشهای اقتصادی»- ۲: جایگاه ایران در گردشگری دیجیتالی پرونده «فرصتهای گردشگری برای چالشهای اقتصادی»- ۳: صنعت گردشگری، راهبرد موفق در زمان بحران پرونده «فرصتهای گردشگری برای چالشهای اقتصادی»- ۴: فرهنگ بسته و فرهنگ باز؛ گردشگری و توسعه فرهنگی اجتماعی ایران پرونده «فرصتهای گردشگری برای چالشهای اقتصادی»- ۵: یك پیشنهاد؛ راه اندازی تورهای دریایی در دریای خزر پرونده «فرصتهای گردشگری برای چالشهای اقتصادی»- ۶: برداشت های آشفته از بوم گردی در ایران؛ لزوم نظارت بر فعالیت ها

پرونده «فرصتهای گردشگری برای چالشهای اقتصادی»- ۷: صنعت گردشگری، راهبرد موفق در زمان بحران؛این بار با رویكرد اجتماعی پرونده «فرصتهای گردشگری برای چالشهای اقتصادی»- ۸: قیمت گذاری خدمات گردشگری و نقش آن در جلب اعتماد توریستهای خارجی پرونده «فرصتهای گردشگری برای چالشهای اقتصادی»- ۹: گردشگری دانشگاهی به مثابه یك سیاستگذاری علمی پرونده «فرصت های گردشگری برای چالش های اقتصادی»- ۱۰: «روادید گذری» به مثابه فرصتی كوچك اما مهم «فرصتهای گردشگری برای چالشهای اقتصادی»- ۱۱/ ارمنستان و تركیه چه دارند كه ما نداریم؟/گردشگری؛ آرزوها و واقعیت پرونده «فرصتهای گردشگری برای چالشهای اقتصادی»-۱۲ ابهام در راهكار حذف مهر ورود در گذرنامه گردشگران

1397/09/07
17:20:51
5.0 / 5
27
تگهای خبر: آموزش , توریست , تولید , خدمات
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۶ بعلاوه ۳
سفرگو SafarGoo

سفر سفرگو

گردشگری و توریسم

safargoo.ir - تمامی حقوق سایت سفرگو متعلق به آن و محفوظ می باشد